چقدر صدای پاییز
شبیه صدای قدمهای توست
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی...
چقدر هوای پاییز شبیه دستهای توست
نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!
چقدر صدای خشخش برگها
شبیه صدای قلب من است
که خواست، افتاد، شکست...
چقدر این پیادهروها
پر از آرزوهای من است
نارنجیِ یکدست
پُر از آدمهای دست در دست، مست
چقدر پاییز شبیه دلتنگیست
شبیه کسی که بود، رفت
کسی که دیگر نیست!
ما را در سایت از یاد رفته دنبال میکنید
برچسب: پاییز آمد,پاییز صحرا,پاییز پدرسالار,پاییز در راه است,پائیز طلائی فریبرز لاچینی,پاییز و شعر,پائیز تنهائی,پاییز شاهرخ,پاییز اخوان ثالث,شعر پاییز, نویسنده: بازدید: 36