کسی در مَن اِنگار دارد
نفس میکِشد
راه میرود حرف میزند
گریه میکُند
کسی در مَن دارد بِ قصد کُشت
زِندگی میکُند...
برچسب: آینه های روبرو,آینه عبرت,آینه شمعدان,آینه کاری,آینه بینی,آینه شمعدان نقره,آینه و شمعدان عروس,آینه کنسول,آینه و شمعدان نقره,آینه های فانتزی,
نویسنده: ساناز پاکدل
ایستادن اجبار کوه بود
رفتن سرنوشت آب ...
وصبر پاداش آدمی
پس بی هیچ پاداش حراج محبت کنیم ...
که همه ی ما فقط " خاطره ایم ".
برچسب: lpfj lyrics,lpfj2,lpfj meaning,lpfj asap,
نویسنده: ساناز پاکدل
برچسب: عنوان ندارد,این وبلاگ عنوان ندارد,
نویسنده: ساناز پاکدل
برچسب: سخت است,سخت است حرفت را نفهمند,سخت است پیمبر شده باشی,سخت است فهماندن چیزی,سخت است هنگام وداع,سخت است قلم باشی و,سخت است یکرنگ ماندن,سخت است ولی سنگ نیست,سخت است فراموش کردنت,سخت است همزیستی دائم,
نویسنده: ساناز پاکدل
برچسب: سفره ی خالی جلوی پرواز میگیره,سفره ی خالی,عکس سفره ی خالی,خالیه سفره ی زمین,
نویسنده: ساناز پاکدل
چقدر صدای پاییز
شبیه صدای قدمهای توست
ملتهب، مرموز، دوست داشتنی...
چقدر هوای پاییز شبیه دستهای توست
نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!
چقدر صدای خشخش برگها
شبیه صدای قلب من است
که خواست، افتاد، شکست...
چقدر این پیادهروها
پر از آرزوهای من است
نارنجیِ یکدست
پُر از آدمهای دست در دست، مست
چقدر پاییز شبیه دلتنگیست
شبیه کسی که بود، رفت
کسی که دیگر نیست!
برچسب: پاییز آمد,پاییز صحرا,پاییز پدرسالار,پاییز در راه است,پائیز طلائی فریبرز لاچینی,پاییز و شعر,پائیز تنهائی,پاییز شاهرخ,پاییز اخوان ثالث,شعر پاییز,
نویسنده: ساناز پاکدل
هر کس میخواهد بماند با حسین «ع » برود .
برچسب: جاودانگی میلان کوندرا,جاودانگی قرآن,جاودانگی کوندرا,جاودانگی انسان,جاودانگی عشق,جاودانگی,کوچ,جاودانگی روح,جاودانگی در جهنم,جاودانگی دین,جاودانگی فلاحی,
نویسنده: ساناز پاکدل
كارگر خسته اي سكه اي از جليقه ي كهنه اش درآورد تا صدقه دهد"
ناگهان"
جمله اي روي صندوق صدقه ديد ومنصرف شد ّ
... صدقه عمر را زياد ميكند...
برچسب: ulv fogger,ulv portal,ulv bookstore,ulv library,ulv sprayer,ulv blackboard,ulv college,ulv campus map,ulv football,ulv fogger rental,
نویسنده: ساناز پاکدل
برف ده سالگی ام را بخاطر آدم برفیهاش؛
برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش؛
برف هیجده سالگی درست یادم نیس در میان افکار یخ زده بود!!
برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم؛
برف بیست و چهار سالگی به بعد،
فقط سرد بود و سرد بود و سرد....
برچسب: منحرف و دلداری نمی خواهم,من و آدم برفی,
نویسنده: ساناز پاکدل
نماز که میخوانم "
فرشتگان بالای سرم عزا میگیرند که چه کنند؟
"ایاک نعبد" را جزء عباداتم بنویسند یا جزء دروغهایم.
برچسب: معبودة الجماهير,معبود,معبودكم تحت قدمي,معبودة الجماهير عبد الحليم حافظ,معبود العرب في الجاهلية,معبود من,معبود شادمهر,معبود مهستی,معبود الجماهير,معبود مصرى قديم,
نویسنده: ساناز پاکدل
برچسب: ظاهر بینی,ظاهر بینی در ازدواج,ظاهربینی شعر,ظاهربینی در,ضرب المثل ظاهر بینی,شعر درباره ظاهر بینی,متن درباره ظاهر بینی,پیامک ظاهر بینی,حدیث ظاهر بینی,جملات ظاهر بینی,
نویسنده: ساناز پاکدل
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دور جسمت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است.

برچسب: آزادی های یواشکی facebook,آزادی خرمشهر,آزادی بیان,آزادی مرزبانان ایرانی,آزادی های یواشکی زنان در ایران,آزادی رادیو,آزادی سربازان ایرانی,آزادی مرزبانان,آزادی سینما,آزادی مشروط,
نویسنده: ساناز پاکدل
برچسب: lh v hguk d,lg v10,
نویسنده: ساناز پاکدل
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که ابلیس بسی کرد سجود.
برچسب: صداقت آمریکایی,صداقت و راستگویی,صداقت جملات زیبا,صداقت چیست,صداقت جباری,صداقت خواننده باکویی,صداقت خواننده باکو,صداقت در عشق,صداقت یعنی,صداقت و راستی,
نویسنده: ساناز پاکدل