
ایستادن اجبار کوه بود رفتن سرنوشت آب ... وصبر پاداش آدمی پس بی هیچ پاداش حراج محبت کنیم ... که همه ی ما فقط " خاطره ایم "....
ادامه مطلب
كارگر خسته اي سكه اي از جليقه ي كهنه اش درآورد تا صدقه دهد" xa0 ناگهان" جمله اي روي صندوق صدقه ديد ومنصرف شد ّ ... صدقه عمر را زياد ميكند... xa0...
ادامه مطلب
روزه داران هیچ گاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد زیرا به افطار ایمان دارند....
ادامه مطلب
u200d u200d نیایشی بنام مادر ،تقدیم به مقام مقدس مادر ،: پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد...داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد... شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب...شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد... غصه میخورد که من حال خرابی دارم...از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد... وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند...خیس شد چشمش و دلگیر شد و حرف نزد... صورت پر شده از چین و چروکش یعنی...مادرم خسته شد و پیر شد و حرف نزد ... ...
ادامه مطلب
از کودک بی تابِ درونم خبری نیست! چندی ست که در تاب و تب پیر شدنهاست....
ادامه مطلب