
کسی در مَن اِنگار دارد نفس میکِشد راه میرود حرف میزندxa0گریه میکُند کسی در مَن دارد بِ قصد کُشتxa0زِندگی میکُند......
ادامه مطلب
ﯾﺎد دارم ﯾﮏ ﻏﺮوب ﺳﺮد ﺳﺮدﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ از ﮐﻮﭼﻪ ﻣﺎن ﯾﮏ دوره ﮔﺮد دوره ﮔﺮدم دار ﻗﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺧﺮمدﺳﺘﻪ دوم ، ﺟﻨﺲ ﻋﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺧﺮم ﮔﺮ ﻧﺪاری ﮐﻮزه ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺧﺮمﮐﺎﺳﻪ و ﻇﺮف ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺧﺮم اﺷﮏ در ﭼﺸﻤﺎن ﺑﺎﺑﺎ ﺣﻠﻘﻪ ﺑﺴﺖﻋﺎﻗﺒﺖ آﻫﯽ زد و ﺑﻐﻀﺶ ﺷﮑﺴﺖ اول ﺳﺎل اﺳﺖ و ﻧﺎن در ﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖای ﺧﺪا ﺷﮑﺮت ، وﻟﯽ اﯾﻦ زﻧﺪﮔﯽ اﺳﺖ ؟ ﺳﻮﺧﺘﻢ ، دﯾﺪم ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﭘﯿﺮ ﺑﻮدﺧﻮاﻫﺮ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮم دﻟﮕﯿﺮ ﺑﻮد ﺑﻮی ﻧﺎن ﺗﺎزه ﻫﻮﺷﻢ را رﺑﻮداﺗﻔﺎﻗﺎ ﻣﺎدرم ﻫﻢ روزه ﺑﻮد ﺧﻢ ﺷﺪه آن ﻗﺎﻣﺖ اﻓﺮاﺷﺘﻪدﺳﺖ ﺧﻮش رﻧﮕﺶ ﺗﺮک ﺑﺮداﺷﺘﻪ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ درد...
ادامه مطلب
چقدر صدای پاییزشبیه صدای قدمهای توستملتهب، مرموز، دوست داشتنی...چقدر هوای پاییز شبیه دستهای توستنه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!چقدر صدای خشخش برگهاشبیه صدای قلب من استکه خواست، افتاد، شکست...چقدر این پیادهروهاپر از آرزوهای من استنارنجیِ یکدستپُر از آدمهای دست در دست، مستچقدر پاییز شبیه دلتنگیستشبیه کسی که بود، رفتکسی که دیگر نیست!...
ادامه مطلب
هر کس میخواهد بماند با حسین «ع » برود .xa0...
ادامه مطلب
انسانها را باظاهرشان قضاوت نکنیدممکن است یک قلب ثروتمنددر زیریک کت کهنه پنهان باشد......
ادامه مطلب
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست! xa0 xa0اسارت به میله های دور جسمت نیست. به حصارهای دور تفکرت است. ...
ادامه مطلب
خدایا...... این عزت مرا بس که بنده ی تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی ، تو آنچنانی که من می خواهم پس قرار بده مرا آنچنان که تو می خواهی ….......
ادامه مطلب
مدت هاست در را نیمه باز گذاشته ام ، نه تو میآیی نه خیالت میرود ....
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0از سروده های خودم تقدیم به شما... ای آینه ی حل شده در آب تن توای چشمه ی پیوسته به دریا بدن توموج از پی موج آید و طوفان پی طوفانآن لحظه ی مواج به دریا زدن تودریاست که غرق تو شده یا تو که غرقشدریاست شنا میکند این یا بدن توای کاش که گرداب بپوشد بدنت را یا غیرت موجی بشود پیرهن تویک عمر دلت را تو به دریا زده بودیدریاست که دل میزند اینک به تن توبهار 95...
ادامه مطلب