
...... دستان کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی میرسد التماس میکند...آقا ...آقا... دعا میخری و حاجی بی اعتنا " تسبیح دانه درشتش را میگرداند و برای فرج آقا " دعا " میکند....
ادامه مطلب
هر کس میخواهد بماند با حسین «ع » برود .xa0...
ادامه مطلب
برف هفت سالگی ام را بخاطر صدای مادر دوست داشتم..."پاشو ببین چه برفی اومده" برف ده سالگی ام را بخاطر آدم برفیهاش؛ برف چهارده سالگی را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش؛ برف هیجده سالگی درست یادم نیس در میان افکار یخ زده بود!! برف بیست سالگی قدم زدنهای عاشقانه و رد پاهایم؛ برف بیست و چهار سالگی به بعد،فقط سرد بود و سرد بود و سرد.......
ادامه مطلب
نماز که میخوانم " فرشتگان بالای سرم عزا میگیرند که چه کنند؟ "ایاک نعبد" را جزء عباداتم بنویسند یا جزء دروغهایم....
ادامه مطلب
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی صدق پیش xa0آر که ابلیس بسی کرد سجود....
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0از سروده های خودم تقدیم به شما... ای آینه ی حل شده در آب تن توای چشمه ی پیوسته به دریا بدن توموج از پی موج آید و طوفان پی طوفانآن لحظه ی مواج به دریا زدن تودریاست که غرق تو شده یا تو که غرقشدریاست شنا میکند این یا بدن توای کاش که گرداب بپوشد بدنت را یا غیرت موجی بشود پیرهن تویک عمر دلت را تو به دریا زده بودیدریاست که دل میزند اینک به تن توبهار 95...
ادامه مطلب